بدیهیات

27 02 2009

از آنجایی که خودم بیشتر از خواندن روزمرگیها لذت می برم ، همیشه برایم جالب بود که چرا این وبلاگ برای من بیشتر به عنوان محملی است برای نشان دادن آن قسمتی که مدت هاست برای خودم هم پنهان است نه روزمریگیهای عادی ام . از مسائل روانشناسی و بحث عقده فرو خورده و جامعه توسری زده و غیره و ذلک اگر بگذرم نهایتاً به این می رسم که آنقدر مدتهابود از آنچه در گذشته به نظرم علائقم می رسید دور شده بودم که در زمان افتتاح این وبلاگ فکر می کردم حداقل با نوشتن در موردشان دینم را به وجدان درد گرفته ام ادا می کنم. دریغ و صد افسوس که الان که به این تک و توک یادداشتهای سال پیش نگاه می کنم می بینم که گویی اینجا بدل شده به محل افسوس خوری بر استعداد هدر رفته . نه خبری است از چند صد فیلمی که سال پیش دیدم نه کتابهایی که خواندم و نه نظراتم. چیزی که متوجه شدم اینست که من تنبل تر از آنم که وبلاگ نویس شوم و ناتوان تر از آنم که آن چیزی را که حقیقتاً در سرم می گذرد به نوشته نزدیک کنم. به هرحال باآّنکه الان سرم با امتحان و کلاس و … وحشتناک شلوغ است میخواهم خودم را به یک برنامه پایبند کنم و حداقل هفته ای دو بار بنویسم حتی اگر ….شعر هم نوشتم مهم نیست می خواهم اگر فروردین سال دیگر این وبلاگ هنوز باز بود به یادداشتهایم نگاه کنم و یک چیزی از خودم را ببینم وگرنه همیشه می دانستم » با تشنگی پیر می شویم » ،این که وبلاگ نوشتن نمی خواهد….

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: