من… مبارز قبلی، واداده فعلی

27 02 2009

هر از گاهی در آینه به خود می نگرم و… ، نه این یک دروغ بی شرمانه بیشتر نیست چون برای این کار نیازی به آینه هم ندارم، پس جمله را از اول شروع می کنیم:

گاهی درست در وسط اتاق، من همچون روحی سرگردان بر خودم ظهور می کنم و همچنان که به تصویر خودم می نگرم…، نشد، دو تا اشتباه دارد اول اینکه آن تصویر من نیست، خود من است و در ضمن نگریستن فعل اشتباهی است، دوباره:

the thing is, some times I am really pissed off, I am so furious that I create a image of myself in the middle of the room doing the exact thing I hate to do in the real life or did it long before and ashamed of it till this day, again, then when I am satisfied with me, I mean the bad, disgusting version of me, I start swearing, shouting & calling her f.. names ,I know this is a sick act but its the only way I know to let the anger out.

باز هم نشد ، مشکل اینجاست که من هیچوقت، هیچوقت به خودم واقعاً نگاه نکرده ام. نگاه دیگران ، نقطه نظر من را نسبت به خودم شکل داده نه تنها نقطه نظر بلکه تصویری را که از خودم دارم. در واقع آن چیزی که من به عنوان خودم می شناسم، من واقعی نیست چیزی است که دیگران در طول سالها با تلاش خستگی ناپذیر خود برای نابود کردن هر آنچه خلاقیت و توانایی شخصیت سازی بالاخره پس از وا دادن من توانسته اند از من بسازند. حقیقت اینتست که من خیلی وقت است که وا داده ام….

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: