From Love and Bookworms

27 02 2009

دیروز توی ترام موقع رفتن به سینما جهت دیدن فیلم معظم استاد سودربرگ- چه، قسمت دوم: گوریلا- دیدمشان.دختره انگار از داخل یکی از فیلم های هری پاتر در آمده بود،موهای مجعد فوق العاده بلند، با یک پالتوی مشکی دو سایز بزرگتر از خودش و شلوار قرمز تیره کهنه،عیتکی قاب مشکی به چشم داشت، از آن عینک ها که فقط مال کتاب خواندن اند، نه مال نگاه کردن یا حتی پشت چشم نازک کردن از پشتشان. از آنهایی که شب لای صفحه صد و شصت و یکم کتاب می ماند نه روی عسلی کنار تخت و نه حتی روی میز جلوی تلویزیون کنار دایره خشکیده لیوان چایی ای که دیگر آنجا نیست. پسر ولی خوش قیافه بود، حتی زیادی خوش قیافه ولی به همان حد بد لباس. موهای بلوطی اش به دقت کوتاه شده بود – شاید به دست دختر- و ریش سه روزه ای داشت. عینک دسته فلزی ظریفی به چشم داشت از آنها که فقط مال کتاب خواندن نیستند، شاید کمی مال اینند که آدم وسط پاراگراف ۳و ۴ صفحه دویست و چهار نگاهش بلند کند از زیر عینک، به صورت دختر نگاه کند و و با چشمهایش بخندد و بعد برگردد روی پاراگراف چهارم صفحه دویست و چهار. شلوار کهنه ای به پا داشت با بوتهای قدیمی سربازی از انها که زمانی خوب بودند و هنوز بعد کلی سال آدم را توی برف می کشانند.

تنها چیزهای جدید جفت شان یک جفت انگشتر ساده بود توی انگشت حلقه و دو جلد از یک رمان.یکی دست دختر و دیگری دست پسر.تکیه داده بودند به دیواره ترام، نزدیک نزدیک هم و سر جفتشان داخل کتاب هابود.گاهی که دختر تند می کرد پسر غر کوچکی می زد و دختر برمی گشت روی صفحه ای که پسر بود و زیر چشمی پسر را بی صبرانه نگاه می کرد تا برسد به صفحه بعد و غر بعدی.

آدم دلش می خواست فکر کند، که اینها ظهر یکشنبه روزی بلند شده اند کوبیده اند رفتند آن سر شهر که کتاب فروشی شان باز بوده و بعد کتابی که کلی منتظرش بوده اند آمده، و هیچ کدام دلشان نیامده که صبر کنند تا آن یکی کتاب را بخواند، یا شاید دلشان خواسته کتاب خواندن هم مثل فیلم دیدن تجربه مشترک لحظه به لحظه شان شود،- که به جای دیدی!، خواندی! به هم بگویند یا هیچی نگویند و حال دنیا را ببرند- رفته اند و یوروهای پر ارزش کار نیمه وقت پسر توی کتابخانه دانشگاه را داده اند دو جلد خریده اند و تا رسیدن به استودیوی ۱۸ متریشان تا بخش سه رفته اند.

آدم دلش می خواهد اینجور فکر کند.

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: