How much is too much

27 02 2009

پایم را که می گذارم توی تراموا می بینمش، زل زده به من که خیلی عادی نیست و چشمش را هم برنمی دارد. زیباست آن حدی که یک پسر 18-19 ساله می تواند زیبا باشد.با موهای خرمایی که تا نیمه صورتش را پوشانده تکیه اش را داده به در ترام و نه زیر چشمی که خیلی جدی نگاهم می کند. هم خنده ام گرفته هم کمی عصبی شده ام چون حداقل دو ماهی هست که از این نگاهها حس نکرده ام . مردی روی صندلی نشسته روی کفشش آب دهان می اندازد و سعی می کند با انگشت کفش قدیمی آدیداسش را تمیز کند همه زیر چشمی نگاه می کنند اما هیچ کس اعتراض نمی کند.پسری آسیای شرقی سوار می شود ، چشمانش را می بندد و شروع می کند با حالت ناراحتی سرش را به اطراف حرکت می دهد.فکر می کنم : ترام دیوانه ها را سوار شده ام؟ فکر می کنم پیاده شوم روی ترام نوشته : ترام ساعت 11:15 از شاتو دو به موسون مخصوص افراد با منتال دیز ابیلیتیز ! هنوز نگاه می کند وقتی پیاده می شوم و آن مرد با تلاش تحسین برانگیزی لکه های باقیمانده از قرن های گذشته را با آب دهانش پاک می کند و به مخاطبی خیالی ( می تواند من باشم از آنجا که هنوز زبانم انقدر خوب نیست)فحش می دهد
پیاده می شوم و میدوم سمت دفتربرای خرید بلیط فکر می کنم اگر عجله کنم تا قبل از 12 آزمایشگاه خواهم بود
دوشنبه از 12.تمام دوشنبه ها ؟ بله
می خواهم فریاد بکشم،نمی کشم. به جایش مثل یک موجود متمدن می نشینم و تا 12 کاتالوگ های بی خود را ورق می زنم با همان تلاش تحسین برانگیز مرد داخل تراموا
تصمیم می گیرم از فردا ترام 11:15 شاتو دو به موسون را سوار شوم

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: