I dreamed NO Dream

28 04 2009

2781284158_4169764fa4_m1

 

 

 

 

نداشتن رویا خیلی ترسناک است، آدم است دیگر، با این چیزهایی که روز و شب توی گوشش خوانده می شود، فکر می کند باید لحظه ای را داشته باشد در زندگی که همه چیز روشن و پاک بیاید جلوی چشمش،که 17 -18 ساله باشد و فکر کند عجب زندگی ای پیش رو خواهد داشت، که به شدن فکر کند و نه به بودن. که رویایی داشته باشد از خودش توی 20 سال بعد، شاد و سرزنده ستاره موسیقی ای، نقاش معروفی، پزشک پنجه طلایی چیزی، بازو به بازوی یار مربوطه و در پس زمینه هم حتماً چمنزاری هست، آنقدر سبز و تر، که رنگ بیندازد به لبه شلوار کتانی سپیدت و آسمان که آبی است تا چشم کار می کند…
آدم است دیگر، با این چیزهایی که شب و روز توی گوشش خوانده می شود، فکر می کند حتماً وسط این ترافیک پولدراری و تز بنویسی و زندگی کنی روزمره، بایستی وقتی باشد برای آن علایق قدیمی، برای روح آزاد کنی به بهانه قلمی روی بوم، تیشه ای روی چوب خام، مداد تراشیده ای روی برگه سپید. که بعد، بعد چند ده سالی یک دفعه آدم کشف شود توسط عده ای جوان راه گم کرده و جماعتی دورش را بگیرند که این هنر به کجا نهان کرده بودی استاد ؟و او بر دارد و دیگر دستیافت های سالیانش را نشان بدهد که من نه فقط به همین استادم ومدارک عالیه و مقالات ردیف باشند سینه دیوار…
آدم است دیگر، با این چیزهایی که شب و روزتوی گوشش خوانده می شود، فکر می کند باید برهه ای در زندگی Fresh man باشد، که در آن برهه مطمئن باشد دنیا را تغییر خواهد داد، خودش یا with a little help from my friends . که حالا اگر از فردای روز فارغ التحصیلی افتاد توی چرخه تن دادن به مصالح و سازش با این و آن و به گند کشید ته مانده عزت نفس جوانیش را، دل خوش کند به همان روزهایی که فکر می کرد تکه ای از این دنیا خالی مانده برای او که تغییرش بدهد و بعد نفسی از سر دل راحتی بکشد که آن تکه دنیا تا ابدالدهر منتظر اوست که دست همتی به کمر بزند، و این دنیا کامل نخواهد بود بی آنکه او صبحی از خواب خوش قبل از اداره اش بزند و با سنگک و کله پاچه اش برود به نجات دنیا…
آدم است دیگر، با این چیزهایی که شب و روز توی گوشش خوانده می شود ، فکر می کند حتماً باید عاشق شود. یعنی تصور می کند که این زندگی بی عشق کامل نیست و بعد بی آنکه بداند عاشق شدن چیست و کجاست و چه فرمی است، می رود و مدام عاشق می شود، و بعد که تمام می شود دوره اش و می رسد به دوره معذب فراموش کردن داغون شدن، فکر می کند که عشق تا ابد است و فراموش کردن ندارد و اگر گذشت یا گذراندنش یک جای کارش بد جور می لنگد، پس نمی گذرد و جفت پا می ماند داخل کفش عاشقی سالهاست تمام شده…
آدم است دیگر، با این چیزهایی که شب و روز به گوشش خوانده می شود، فکر می کند زندگیش حتماً باید یک مسیری داشته باشد، از اول. که اولین صبح بقیه زندگیش از خواب که بیدار شد، بداند رویایش لای کدامیک از پرونده ها، زیر کدام پادری، توی چشمان کدام یاری پنهان شده است و دست دراز کند و رویایش را بردارد و برود دنبال بقیه زندگیش…
رویا نداشتن اما خیلی هم ترسناک نیست. من سالهاست که رویایی نداشته ام، لحظه ای را به خاطر نمی آورم که fresh man واقعی بوده باشم، در اوج نوجوانی هم می دانستم که دنیا را تغییر نخواهم داد، که دانه دانه علایقم را تا می کنم می گدارم ته صندوقچه خاطراتم، که دیوار از مقالات و دستاوردهایم خالی است. از نوجوانی بودن برایم مطرح بود و نه شدن. تبدیل شدن به چیزی که نمی دانم ترسناک است، بودن راحت است، امن است و ریسک ناپذیر.
سالهاست که مسیری برای زندگی نداشته ام، چون رویایی ندارم، جایی برای رسیدن ندارم و هرگز آدم لذت بردن از سفر هم نبوده ام. » نه در رفتن حرکت بود، نه در ماندن سکونی»

 
رویا نداشتن اما اصلاً ترسناک نیست، وقتی رویایی نداری، چیزی برای از بین رفتن، شکستن، نرسیدن نداری. وقتی رویایی نداری، هر لحظه از زندگیت تلف-صرف- رسیدن به چیزی که ممکن است فانتزی ای بیش نباشد نمی شود.
وقتی رویایی نداری اما، می توانی از هر لحظه زندگی لذتی ببری شایسته همان لحظه، منتظر چیزی نیستی واینکه زندگی ممکن است چیزی بیش از رخوت شهوتناک خواب بعد ازظهری در آغوش او نباشد، آزارت نمی دهد.
رویا نداشتن، می تواند لذت بخش باشد، وقتی وسط جماعتی ایستاده ای با نوستالژی و حسرت های کوچک و بزرگشان از کارهای نکرده و جاهای نرسیده. و تو ایستاده ای، بی هیچ حسرتی، بدون جایی برای رفتن، بدون رویایی برای دست یافتن، فقط بودن، حقیقت زیبا، رخوتناک و آرام بودن…

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: