شارل دو گل 30_9_2009

5 01 2010

دستم را دراز کردم طرفش، که مثلاً فاصله را حفظ کنم، که مثلاً بگویم ما دست می دهیم بابت دوستیمان، که اول و آخرش دوستیمان دوستی دست دادنی است، که به خودم بگویم دیگر تمام شد، دستش را یک کمی فشار بده و برگرد برو، مستقیم، پشتت را هم نگاه نکن، دست هم تکان نده، دیگر تمام شد.
دستم را دراز کردم طرفش…
دستم را گرفت، فشار داد و کشیدم طرف خودش و گونه هایم را بوسید، سه بار .
برگشتم، آنجا ایستاده بود هنوز، دست تکان دادم.

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: