از ترس و تورنت

29 11 2010

من الان کلاسم را که در یک شهر دیگری بود به صورت مودبانه ای دودر کرده ام واین کار در راستای این انجام شد که من بنشینم و این مقاله را که چشم امید ملتی است تمام کنم تا پس فردا. به جایش نشسته ام و با گوگل ترانسلیتریت که مال انسان های بدبختی مثل من است که روی صفحه کلید فارسی ندارند، می نویسم . مینویسم و به گرافم فکر میکنم که بد میلنگد و به مقاله ام فکر میکنم . می نویسم و به دانلود تورنتم فکر میکنم . مینویسم و به تمام آن عوضی هایی که ای میل ام را جواب نداده اند، فکر میکنم. می نویسم و به جانک میل ام فکر میکنم. می نویسم و به ترس هایم فکر میکنم .
توی گوشم رادیو جاز دییزر «شو بی دو بی» میخواند که موزیک متن خوبی نیست ، ولی بد هم نیست.

هنوز هم به ترسهایم فکر میکنم.

دیروز وقتی ازم پرسید که چرا مردم به خودشان اجازه می دهند از ما بپرسند » بعد از تز چه کار می کنی؟» ؛ پیش خودم گفتم ، اه ، چه خوب، یک چند وقتی است این سوال را نشنیدم . امروز ۳ دفعه این سوال ازم پرسیده شد.

چه جوابی بدهم:

– بر میگردم ، ۳ تا بچه می آورم ، با فاصله سنی ۹ ماه. تا ۲۰ ساله دیگر سرم را هم بالا نمی آورم که به آینده نگاه کنم. آینده ام فاصله دماغ این بچه است تا بچه بعدی.
– بر میگردم، دنبال کار می گردم، چیزی را در جایی تغییر می دهم . جایی باقی مانده که تغییرش بدهم. از خواب می پرم .
– بر میگردم ، بغل عشقم میخوابم . بعد باز هم میخوابم . بعد ۳ سال دیگر بغلش میخوابم. بعد به بعدش فکر میکنم.
– بر میگردم ، پرونده میگذارم . بغلش میخوابم . بعد دوباره می روم.
– بر نمیگردم ، یک پست داکی در یک سردخانه اروپایی – آمریکایی دیگر پیدا می کنم. ۳ سال دیگر را به سیاق این ۳ سال می گذرانم. یک اسلحه می خرم.
– برنمیگردم، تز را ول میکنم. تا خر خره بستنی میخورم . ایمیل هایی که سالهاست دلم میخواهد بفرستم و خط به خطشان را حفظم در واقعیت میفرستم. خواهر و مادر آنهایی را که دلم میخواهد میگویم. بعد میخوابم.
– یک گل هزار پر پیدا می کنم ، هر کاری که پر آخر مشخص کرد انجام می دهم.

هنوز به ترسهایم فکر میکنم.

به تخمک های از دست رفته ، به تخمک های خسته و پیرم فکر میکنم . به بچه ای که نمیخواهم فکر میکنم . به کاری که ندارم، به پولی که نیست، به درسی که نمیخوانم ; به کلمه نانجیب آینده فکر میکنم.

سیدرهای تورنتم در ان طرف دنیا خوابند و من هنوز به ترس هایم فکر میکنم.

حالا بلکم کمی هم به مقاله ام.

Advertisements

کارها

Information

One response

30 11 2010
مائده

وااااااااااااای فنا شدم! افتضاح خوب مینویسی! حیف که اینجا یه مکان عمومیه و گرنه…
ببین، هرچند فکر نمیکنم جواب بدی ولی میشه مطلبتو با ذکر ماخذ شیر کرد رو فیس بوک؟
مقاله شما تمام بااااد!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: