درد

27 08 2012

درد. کلمه اش ساده است. مفهومش هم طبعاً. آدم زمین که می خورد دردش می گرد. پوست خشک روی زخم دلمه شده را که می کند دردش می گیرد. به جای موی زیر ابرو گوشتش را که می گیرد دردش می گیرد. و البته که وقتی که ترکش می کنند دردش می گیرد، و وقتی که ترک می کند. وقتی که ایستاده یکجایی که یک نفر ازش دور میشود، بوسیله پله برقی، آسانسور، قطار، هواپیما، شورلت مدل 78 ، پیکان 56، برانکار.

بعد یک مدتی بازی کردن با جای درد می شود عادت. پوست روی زخم را آدم هی می کند. اینست که زخم خوب نمی شود. خشک نمی شود. نمی رود توی گوشت و ماهیچه و خون آدم بپیچد و با آدم یکی شود. همانجا رو، تر و تازه می ماند . به مثابه مدال جنگ. یا معلولیت شامل بیمه .

بعدتر آدم ضد ضربه تر می شود. می خورد به در و دیوار و پایه مبل. به لبه کمد. سیاه و کبود می شود و یادش نمی آید اینها از کجا آمده اند. شب ها کارش می شود  وارسی کردن بدنش، سر زانویش، پشت رانش، نقطه نادیده آرنجش. دیگر حتی شوکه هم نمی شود. سوال هم نمی کند. بر هم نمی گردد روزش را وارسی کند که «ضربه زننده» را پیدا کند. هر روزی «ضارب» خودش را دارد.

اینست که آدم می رسد به جایی که دیگر اشکش هم در نمی آید. اخم هم نمی کند. داد هم نمی زند حتی. پشت سر برانکار ، توی سالن انتظار، روی صندلی مسجد، پشت به باد پاییزی توی آن خیابان خلوت؛ می نشیند و دست ها را یله می کند روی زانوها. چنین آدمی هر چند وقت یکبار یقه یک عابر گذری را می گیرد که :»آقا ، رفیق،  غریبه، نمی شود جای من یک دل سیر گریه کنی؟»*

* یک  آدمی هم بود داخل فیلم نه چندان درخشان «درد»، که درد نداشت ،زخم اما تا دلت بخواهد و اشکش هم در نمی آمد. این بود که عشقش جایش زار زد . ولی زخمی که درد ندارد با شیون هم خوب نمی شود.

http://en.wikipedia.org/wiki/Pained

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: